الملا فتح الله الكاشاني

244

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

كرده و نقض آن چيزيست كه در او است از وجوب ايمان برسلى كه مؤيد باشند بآيات بينه و معجزات ظاهره و گويند كتاب اللَّه قرآنست يعنى قرآن را پس پشت انداختند و التفات بدان نكردند و قوله وراء ظهورهم مثلى است براى اعراض ايشان از كتاب خدا مانند اعراض كردن از چيزى كه آن را به پس پشت اندازند به جهت عدم التفات به آن * ( كَأَنَّهُمْ ) * گوييا آن نابذان و عهد شكنان كه علماى يهودند * ( لا يَعْلَمُونَ ) * نميدانند كه آن كلام خدايست و محمد صلَّى اللَّه عليه و آله رسول ويست يعنى ايشان عالمند بحقيت آن و به آن متيقناند و لكن به جهت عناد تمرد و جحود تجاهل ميكنند حقتعالى به اين دو آيه دلالت فرموده بر آنكه همهء يهود بر چهار فرقه‌اند يك فرقه آنانند كه ايمان آورده‌اند بكتاب تورية و بحقوق آن گرويده‌اند مانند مؤمنان اهل كتاب چون عبد اللَّه سلام و اصحاب او و اينها در عدد اقل فرق ديگرند بدليل قوله و اكثرهم لا يؤمنون و فرقه ديگر كسانىاند كه نبذ عهد تورية كردند به آشكارا و از حد آن تخطى نمودند به جهت تمرد و فسوق ( و هم المغيبون بقوله ( فنبذ فريق منهم ) و فرقه ديگر به آشكارا نبذ آن نكرده‌اند و لكن بجهة جهالة ايشان به آن ناقض آن شده‌اند و ايشان اكثر فرق اربعاند و فرقه رابع ظاهرا متمسك به آن شده‌اند و خفية نبذ آن كرده‌اند بجهة بغى و عناد با آنكه عالمند بحقيقة آنچه در او است و اينها اهل تجاهلند آورده‌اند كه ديوان در عهد سليمان على نبينا و عليه السلم شعبدههاى صد رنگ را با نيرنگهاى گوناگون برآميختند و آن شعابد و نيرنجات را بر زبان آصف بن برخيا نوشتند و بر ظهر آن ثبت كردند كه هذا ( ما علم آصف بن برخيا سليمان الملك ) يعنى اين آن چيزيست كه آصف بن برخيا سليمان را آموخته و آن را در ميان اراذل و جهال شايع كردند و گويند باستراق سمع سخنان ملائكه را فرا گرفتند و آن را با بعضى اكاذيب ضم كرده بكهنه القا كردند و ايشان تدوين آن كرده تعليم مردمان كردند و سليمان عليه السّلام بر آن اطلاع يافته بفرمود تا آن نوشتها را آوردند و در صندوقى نهاده مقفل ساخت و در زير تخت خود دفن كرد و اصح روايت آنست كه ديوان آن را در زير سرير او مدفون ساختند و او از اين خبر نداشت و بعد از وفات او ديوان او را از زير تخت وى بيرون آورده چنان بمردمان فرا نمودند كه سليمان با اين شعبدهها و نيرنجها پادشاهى ميكرده و به جهت اين بر جن و انس و وحش و طير مسلط شد و همهء آنها را مسخر حكم خود گردانيد شما نيز اين را بياموزيد تا بمرتبهء او رسيد علما و صلحا از اين ابا كردند و گفتند مَعاذَ اللَّه كه اينچنين تواند بود و از آن ( تبرا ) كردند و اما ( سفله ) و ( جهله ) قوم آن را نوشتند و آموختند و سليمان را بسحر و شعبده نسبت دادند و اين در ميان يهود مستمر بود تا آنكه بعهد رسول در اين بيشتر غلو كردند حقتعالى ابراى ساحت سليمان نموده اين آيه فرستاد كه * ( وَاتَّبَعُوا ) *